خرید بک لینک

حالا درسته همتون تولدم رو تبریک گفتید، ولی تبریک خشک و خالی به چه درد میخوره؟ بدون کادو! بعد از پنج شش سال بلاگری!


حالا با دوروز تاخیر، هرکدوم از شما بلاگرهای عزیز، همین جا یه اعترافی درمورد ام شهرآشوب بکنید! حتی شما دیسلایکی عزیز!! (پیشنهاد برکه بود، وگرنه من از این قرتی بازیا بلد نیستم!)


فقط مراعات باتری قلب نویسنده رو هم لحاظ کنید لطفا! باتشکر


برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

چرا ما باید به زن بودن خودمون ببالیم،وقتی که الگو و مانیفستمون برای زندگی، زنیه که هیچ هنری جز آرایش کردن و مو واداشتن و عرض اندام نداره! اصلا هیچ موفقیت یا ارزش قابل افتخار دیگه ای جز سرخاب سفیداب،

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

من یه خصلت ویژه ی عجیب دارم، و اونم اینه که وقتی در جمع آدمای ضعیف قرار میگیرم، ناخودآگاه قوی میشم! یا مثلا در جمع آدمای ترسو، ناگهان به هیبت سوپرمن ظاهر میشم! نمیدونم چرا، شاید اون لحظه فکر میکنم هر

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

چرا وقتی هرروز و روزی پنج بار نماز میخونی، به خودت نمیگی چقدر آخه نماز بخونم؟ خسته شدم... هی نماز نماز... ولی وقتی هرروز و روزی سه بار خونه رو تمیز میکنی، ظرفا رو میشوری و به کارای علی رسیدی میکنی، به

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

تعجب میکنم از آدمایی که ادعای عاشقی میکنن و عشق خودشون رو مایه ی عسر و دردسر، حقارت و سرشکستگی، باعث عقب موندگی و منشا ضعف و ناکامی میدونن! هرگز اینطور نیست... عشق همیشه بالابرنده، رشد دهنده، مایه ی ع

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

اگه بخوام مثال ملموسی بزنم برای پست قبلی، میتونم به شهدا اشاره کنم؛ شهدا عاشق بودن بدجور؛ البته اگه چشم ظاهربینِ ما بخواد قضاوت کنه، یه عده سرباز رو میبینه که رفتن وسط توپ و تانک و خون و آتش، و دارن ل

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

از وقتی اومدیم تو این خونه، این دریچه ی داخل حمام توجه منو به خودش جلب کرده مخصوصا وقتایی که دوقلوها با باباشون میرن حمام و صدای خنده و شوخیشون، کل ساختمون ما رو برمیداره، یا وقتی پسرای صاحبخونه باهم

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

پ.ن1: وسط کتابگردی ها و دلتنگی ها و آشفتگی ها، رسیدم به این شعر مرحوم قیصر... فکر میکنم سال 91 یا 92 بوده که این شعر رو گوشه ی کتاب نوشتم، و الان با دیدنش رفتم به همون حال و هوا پ.ن2: بزودی برمیگردم

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

فقط محسن چاووشی میتونه جوری بخونه، که وسط روزمرگیها و میون حجم کثرتهای مادی، ناگهان فرو بری توی عمیق ترین لایه های وجودت... نمیدونم چه مخدری تو لحن این بشر ریختن! یه چیزی هست چیزی از جنس صدای موذن ز

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

ما یه مشت حسرت به دلیم که دلمون رو جا گذاشتیم تو صحن اسمال طلا و تنمون رو برگردوندیم تو شهرامون تو چیکار کردی با ما که حتی دلمون برای لمس کاشی های حرمت هم تنگ میشه... برای عطر خنک رواق هات، وقتی فرش پ

برچسب: نویسنده: بنیامین رضایی تاريخ: جمعه 13 تير 1399 ساعت: 20:51

صفحه بندی